تبلیغات
شیمی زابل ورودی89 - یک

دستهایت را از زیر سرم بر میدارم

مبادا بهار وجودت پاییز وجودم را بفهمد

از تو دور میشوم

به فاصله یک نفس حبس میشوم لابلای بغض گلویم

و ناگاه ارام میچکم

از من دور میشوی من به سمته ناکجا

تو بسمت خوشبختی

اه چقدر فرق بود میانمان

 اتش وجودت اشکهایم را خشکاند

و غرورت طوفانی به وسعت تردیددر دلم ساخت

دوستت دارم.



تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391 | 03:09 ق.ظ | نویسنده : محمدباقر گنجعلی | نظرات